![]() |
![]() |
|
|
هرگاه صداي خداحافظي مي شنوم تو را به خاطرم مي آورم درهم مي شكنم و مي گريم دفعه بعد صاف و صادق خواهم بود احساس مي كنم از دست دادن عشق تو را به خاطرم مي آورد من انتخاب احمقانه اي داشتم جا پاهايي به روي محوطه رقص تو را به خاطرم مي آورد قطره هاي اشك در چشمانم دفعه بعد صاف و صادق خواهم بود نجواهايي در اتاق پشتي و فرياد هايي با هر نوايي هر نوايي موسيقي ديگر آنگونه كه بود نيست هنگامي كه همراه تو احساسش مي كردم كارهايي كه انجام مي دهم يا احساس مي كنم هيچ كدام همچون احساسي كه همراه تو داشتم نيست هنگامي كه سرگردانم تو را به خاطرم مي آورم عزيزم به راستي تو را نا اميد كردم بار بد صادق خواهم بود،صادق خواهم بود
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 0:30 توسط محمد |
|
|
خیلی دلم گرفته. نمی دونم واسه چی ولی تو این شهر و کشور غریب نمی تونم با کسی درد و دل کنم
پس می شینم و با خودم اشک می ریزم!!!!!!!!!!!!1 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 0:26 توسط محمد |
|
|
این روزها دنیایم عوض شده ... راستی این روزها چرا اینچنین دلگیرم ...این روزها پیش از گذشته به تو می اندیشم...راستی این روزها می اندیشم... اگر در پی نگاهم دویدی و برنگشتم ... اگر با غرور پشت کردی و رفتی اما دلت لرزید ... اگر آنجا ایستادی و منتظری که برگردم ... در اشتباهی من مغرورتر از توام... به همین سادگی ...این روزها دلتنگی را قاب می کنم و کنار قاب عکس خالی از عکست می زنم به دیوار..... می ایستم و به دلتنگی هایم و قابهای بی نهایت دیوار اتاقم خیره می شوم اما خم به ابرو نمی آورم و ادامه می دهم...این روزها بدان که باید از من بگذر و بروی...آری از من بگذر از تو گذشتم...این روزها در حال فراموش کردن توام... حتی اگر دلم بگیرد هم برنمی گردم حتی اگر دلم بمیرد هم برنمی گردم ... امید را از من ببر ... این روزها کوله بارم را بستم و در سفرم... خداحافظ عشق من ... من مغرورتر از آنم که می اندیشی... به همین سادگی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:48 توسط محمد |
|
|
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زدو رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ایی بر در این خانه تنها زد و رفت دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:35 توسط محمد |
|
|
ای پرستو برگرد!
ای پرستو که پیام آور فروردین بگریز از من ٬بگریز از من باغ پژمرده پامال زمستانها چشم بر راه بهاری نیست. گرد آشوبگر خلوت این صحرا گردبادی است٬ سیه گرد سواری نیست.......... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:42 توسط مینا |
|
|
راست است که من ا زسرزمینی آمده ام و آنها از سرزمینهایی
من از نژادیم و آنها از نژادی اما اینها تقسیم بندیهای پلیدی است تا انسانها را قطعه قطعه کند و خویشاوندان را بیگانه بنماید و بیگانگان را خویشاوند. .....که همه آثار عظیمی که در طول تاریخ تمدنها را ساخته اند بر استخوانهای اسلاف من ساخته شده اند. .....در میان انبوه دخمه ها نشستم ودیدم چنان است که پنداری همه آنهایی که در دل دخمه ها خفته اند برادران منند.!!؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:14 توسط مینا |
|
|
من دوباره برگشتم هرچند هیچ کس منتظرم نبود اصلا بی خیال .......
امروز یکدفعه یاد وبلاگ افتادم داشتم نظرات شمارو که برای من و محمد نوشتین و می خوندم که دیدم آقا محسن که بچه محله هاشون ایشونو "راجا"صدا می کنند البته من ترجیح دادم که این شعرو برای شما هم بنویسم......البته هرچند خیلی غمگین .... مانده ام در کوچه های بی کسی سنگ قبرم را نمی سازد کسی مردم و خاکسترم را باد برد بهترین یارم مرا از یاد برد امیدوارم خوشتون بیاد....... همه تونو دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:34 توسط مینا |
|
|
هردم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله. یک زن میان محملی اندر غم و تاب وتب است این زن صدایش آشناست... ای وای من این زینب است فرا رسیدن ماه محرم الحرام تسلیت باد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 11:38 توسط مینا |
|
|
رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات
می خوام یه بار ببینمت سر بذارم رو شونه هات دوست داشتم با گلای سرخ می اومدم یه دیدنت نه اینکه با رخت سیاه چشمای سرخ ببینمت گل وپرپر می کنم سر مزارت تا ابد بارونی چشمای یارت رفتی از حضور من تو در دل خاک از تو یادگاری چشمای نمناک
پاییز غریب و بی رحم اون همه گل مگه کم بود گل من رو چـــرا چیدی گــل مــن دنیای من بود گلم و ازم گرفتی تک و تنها زیر بارون حالا که نیستی کنارم میزارم سر به بیابون هنوزم بارون میباره تو میای انگار بهاره خودتم بهتر میدونی که غم از صدام میباره پاییز غریب و بی رحم اون همه گل مگه کم بود گل من رو چـــرا چیدی گــل مــن دنیای من بود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 20:13 توسط محمد |
|
|
هاتفی از گوشه میخانه دوش
گفت ببخشند گنه می بنوش لطف آلهی بکند کار خویش مژده رحمت برساند سروش این خرد خام به میخانه بر تامی لعل آوردش خون به جوش گر چه وصالش نه به کوشش دهند هر قدرای دل که توانی بکوش لطف خدا بیشتر از جرم ماست نکته سر بسته چه دانی خموش گوش من و حلقه گیسوی یار روی من و خاک در می فروش رندی حافظ نه گناهیست صعب با کرم پادشه عیب پـوش داور دین شاه شجاع آنکه کرد روح قدس حلقه امرش بکوش
ای ملک العرش مرادش بده وز خطر چشم بدش وار گوش. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 14:37 توسط مینا |
|
|
سلام
من این چند وقت نبودم. حالا که اومدم می خوام این شعر و به مینا جون تقدیم کنم!!! از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی قلبم گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا من به تو گفتم باورم کن کیون این همه دیوار تو با خنده ای نوشتی هم نفس خدانگهدار بنویس مهلت بودن یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم من که تو بن بست غربت خسته از آوار پاییز فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز شب عاشقونه من که حروم شد مهلت بودن با تو که تموم شد ندونستم باید از تو می گذشتم وقتی از غربت چشمات می نوشتم بنویس مهلت بودن یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 20:40 توسط محمد |
|
|
لا لا لا لا لا گــل پــونـه بـیا کــه بــدون تـــو دل خونه بیا که بـدون تــو تـن خـستــم لـبریـز از حـس جنونه لا لا لا لا لا گل لاله زنــدگی بــی تــو واســم محاله بیا از اون وقتی که رفتی این دل داره همش میناله گریه شده کار منو غصه شده همدم من قطره اشک تو چشام شده شریک غم من خونه بدون تو شده مثل یه زندون سوت و کور من موندم هق هق واسه خاطره های جورواجور بیا که با اومدنت تموم میشه دردای من بیا که وقتی تو باشی قشنگ میشه دنیای من لا لا لا لا لا گـل پـونـه بیــا کــه بـدون تـــو دل خونه بیا که بدون تـو تـن خــستم لبـریــز از حـس جنونه لا لا لا لا لا گل لاله زنــدگی بـی تــو واسـم محاله بیا از اون وقتی که رفتی این دل داره همش میناله بدون که تو هق هق من جز غم دوری حرفی نیست بدون دلیل گریه هام جز بی تو بودن چیزی نیست برای من که عاشقم عشق همیشگی تویی اون که کنارش دل خوشم فقط تویی تویی تویی لا لا لا لا لا گــل پــونـه بـیا کــه بــدون تـــو دل خونه بیا که بـدون تــو تـن خـستــم لـبریـز از حـس جنونه لا لا لا لا لا گل لاله زنــدگی بــی تــو واســم محاله بیا از اون وقتی که رفتی این دل داره همش میناله!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 15:47 توسط محمد |
|
|
دردم از یارست ودرمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
این که می گویند آن خوشتر زحسن یار ما این دارد وآن نیز هم
یاد باد آنکو به قصد خون ما عهد را بشکست وپیمان نیز هم
دوستان در پرده می گویم سخن گفته خواهد شد به دستان نیز هم
چون سرآمد دولت شبهای وصل بگذرد ایام هجران نیز هم
هر دو عالم یک فروغ روی اوست گفتمت پیداو پنهان نیز هم
اعتمادی نیست بر کار جهان بلکه بر گردون و گردان نیز هم
عاشق از قاضی نتزس و می بیار بلکه ازیرغوی دیوان نیز هم
محتسب داند که حافظ عاشق است واصف ملک سلیمان نیز هم
این فال حافظی که برای خودم گرفتم چون قشنگ بود گفتم تو وبلاگ بزارم امیدوارم خوشتون بیاد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 0:2 توسط مینا |
|
|
زندگي يک آرزوي دور نيست؛
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 15:23 توسط محمد |
|
|
*کسانی که افکار عالی و خوب دمسازند،هرگز تنها نیستند.(سیدنی)
*هنر گوش دادن را فراگیر فرصت ها گاهی به آهستگی در میزنند.(فرانک تایکر) *بدی را باعدالت پاسخ دهید ومهربانی را با مهربلنی.(کانفوسیوس) *فکر وعقل دو دریای عظیمند،مرواریدشان حکمت وفرزانگی است.(امام علی "ع") *بهای هر مردی به اندازه کاری است که به خوبی انجام می دهد.(امام علی"ع") *قابل اعتماد بودن ،ارزشمند تر ازدوست داشتنی بودن است.(مک دونالد) *کسی که کمترین خواسته را دارد ثروتمندترین است.(سیسرون) *افرادی موفقند که آمادگی پذیرش تغییر وانعطاف را داشته باشند.(آنتونی رابینز) *آن چه را می خواهید دیگران برای شما انجام بدهند شما هم برای دیگران انجام دهید.(انجیل) *دشمنی کسی را در دل راه مده که تو را همیشه غمگین می سازد.(ارسطو) *علم تو را، راهنمایی می کند ولی عمل تو را به هدف می رساند.(امام علی"ع"). از این به بعد سعی می کنم براتون "پندهای خردمندانه"بزارم البته باید قول بدین که شما هم نظر می دین ممنون می شم.... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 21:51 توسط مینا |
|
|
عاشقی روح مرا آزرده است خنده هایم را زپیشم برده است عاشقی را می شود تحقیر کرد؟ عاشقی را می شود زنجیر کرد؟ عاشقی تقصیر یک پیغام نیست صحبت از آن دانه واین دام نیست عاشقی یک اتفاق ساده نیست صحبت از دل بردن و دلداده نیست عاشقی یک کلبه ویرانه نیست صحبت از شمع و گل وپروانه نیست عاشقی تصویر یک پاییز نیست یک شب سردو ملال انگیز نیست عاشقی چیزی برای هدیه نیست طرح دریا وغروب گریه نیست عاشقی یک نامه ونقاشی بی جان که نیست عکس قلبی قطره های خون میان آن که نیست عاشقی روییدن یک غنچه در باران که نیست هر چه می گویند این وآن که نیست عاشقی تنهای تنها یک تب است بی تو مردن در سکوت یک شب است
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 16:23 توسط محمد |
|
|
گر که درد از اين گريه تا عصب برسد اگر که عشق لبالب شود به لب برسد که سالها بدوي ، قبل خط ّپاياني يواش سايه ي يک نفراز عقب برسد شبانه گريه کني تا دوباره صبح شود که صبح گريه کني تا دوباره شب برسد! که هي سه نقطه بچيني اگر... ولي... شايد... کسي نمي آيد ، نه! کسي نمي آيد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 15:51 توسط محمد |
|
|
اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال ميشي برام باغبون مـيـوه هـاي تشنـه وکـال ميشي برام مــاه شـبـــاي بــي سـحــر ميشي برام ســــتــاره ي راه سـفـــر
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 17:5 توسط محمد |
|
|
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 16:3 توسط محمد |
|
|
اون که یه وقتی تنها کَســـم بود تنهــا پنــاه دل بـــی کَســــم بود تنهام گذاشـت و رفـت از کنـــارم از درد دوریــش مــن بــــی قرارم خیال می کردم پیشم می مونه ترانــه عشــق واســم می خونه خیــال می کـــردم یـــه همزبونه نمــی دونـستــم نــــامـهـربــونه با این کـــه رفتـــه امـــا هنـــوزم از داغ عشـقـش دارم مـیسوزم فکرو خیالـش همــش بـاهـامــه هرجا کـه مــیرم جلـو چشـامــه جلو چشامه دلـم می خــواد تـا دووم بیــارم رو درد دوریــش مـرهــــم بــذارم امــا نــمـیـشــه راهــی نــدارم نمـی تـونـم مـن طاقـــت بــیارم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 18:12 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر که در سینه دلی داشــــــت به دلداری داد
بیچــاره دل مــاست که تنــهــاست هـــنوز |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 اردیبهشت 1388 اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| نویسندگان |
|
محمد مینا هستی |
| پیوندها |
|
سازمان مدیریت صنعتی دانشگاه فردوسی مشهد دانشگاه تهران اخبار IT کلبه عشق و احساس ماهی قرمز کوچولو من مرجان شوهر مي خواهم ليلي و مجنون عكسهاي خارجي عربي ايراني مکزیکی كم رو 1001شب داغ عشق |
|
RSS
|