![]() |
![]() |
|
|
هرگاه صداي خداحافظي مي شنوم تو را به خاطرم مي آورم درهم مي شكنم و مي گريم دفعه بعد صاف و صادق خواهم بود احساس مي كنم از دست دادن عشق تو را به خاطرم مي آورد من انتخاب احمقانه اي داشتم جا پاهايي به روي محوطه رقص تو را به خاطرم مي آورد قطره هاي اشك در چشمانم دفعه بعد صاف و صادق خواهم بود نجواهايي در اتاق پشتي و فرياد هايي با هر نوايي هر نوايي موسيقي ديگر آنگونه كه بود نيست هنگامي كه همراه تو احساسش مي كردم كارهايي كه انجام مي دهم يا احساس مي كنم هيچ كدام همچون احساسي كه همراه تو داشتم نيست هنگامي كه سرگردانم تو را به خاطرم مي آورم عزيزم به راستي تو را نا اميد كردم بار بد صادق خواهم بود،صادق خواهم بود
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 0:30 توسط محمد |
|
|
خیلی دلم گرفته. نمی دونم واسه چی ولی تو این شهر و کشور غریب نمی تونم با کسی درد و دل کنم
پس می شینم و با خودم اشک می ریزم!!!!!!!!!!!!1 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 0:26 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر که در سینه دلی داشــــــت به دلداری داد
بیچــاره دل مــاست که تنــهــاست هـــنوز |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 اردیبهشت 1388 اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| نویسندگان |
|
محمد مینا هستی |
| پیوندها |
|
سازمان مدیریت صنعتی دانشگاه فردوسی مشهد دانشگاه تهران اخبار IT کلبه عشق و احساس ماهی قرمز کوچولو من مرجان شوهر مي خواهم ليلي و مجنون عكسهاي خارجي عربي ايراني مکزیکی كم رو 1001شب داغ عشق |
|
RSS
|