تبليغاتX
EZRAIELL

هرگاه صداي خداحافظي مي شنوم

تو را به خاطرم مي آورم

درهم مي شكنم و مي گريم

دفعه بعد صاف و صادق خواهم بود

احساس مي كنم از دست دادن عشق

تو را به خاطرم مي آورد

من انتخاب احمقانه اي داشتم

جا پاهايي به روي محوطه رقص

تو را به خاطرم مي آورد

قطره هاي اشك در چشمانم

دفعه بعد صاف و صادق خواهم بود

نجواهايي در اتاق پشتي

و فرياد هايي با هر نوايي

هر نوايي

موسيقي ديگر آنگونه كه بود

نيست

هنگامي كه همراه تو احساسش مي كردم

كارهايي كه انجام مي دهم

يا احساس مي كنم

هيچ كدام

همچون احساسي كه همراه تو داشتم نيست

هنگامي كه سرگردانم

تو را به خاطرم مي آورم عزيزم

به راستي تو را نا اميد كردم

بار بد صادق خواهم بود‌،صادق خواهم بود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 0:30  توسط محمد | 
خیلی دلم گرفته. نمی دونم واسه چی ولی تو این شهر و کشور غریب نمی تونم با کسی درد و دل کنم

پس می شینم و با خودم اشک می ریزم!!!!!!!!!!!!1

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 0:26  توسط محمد |