تبليغاتX
EZRAIELL

هرگاه صداي خداحافظي مي شنوم

تو را به خاطرم مي آورم

درهم مي شكنم و مي گريم

دفعه بعد صاف و صادق خواهم بود

احساس مي كنم از دست دادن عشق

تو را به خاطرم مي آورد

من انتخاب احمقانه اي داشتم

جا پاهايي به روي محوطه رقص

تو را به خاطرم مي آورد

قطره هاي اشك در چشمانم

دفعه بعد صاف و صادق خواهم بود

نجواهايي در اتاق پشتي

و فرياد هايي با هر نوايي

هر نوايي

موسيقي ديگر آنگونه كه بود

نيست

هنگامي كه همراه تو احساسش مي كردم

كارهايي كه انجام مي دهم

يا احساس مي كنم

هيچ كدام

همچون احساسي كه همراه تو داشتم نيست

هنگامي كه سرگردانم

تو را به خاطرم مي آورم عزيزم

به راستي تو را نا اميد كردم

بار بد صادق خواهم بود‌،صادق خواهم بود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 0:30  توسط محمد | 
خیلی دلم گرفته. نمی دونم واسه چی ولی تو این شهر و کشور غریب نمی تونم با کسی درد و دل کنم

پس می شینم و با خودم اشک می ریزم!!!!!!!!!!!!1

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 0:26  توسط محمد | 


این روزها دنیایم عوض شده ... راستی این روزها چرا اینچنین دلگیرم ...این روزها پیش از گذشته به تو می اندیشم...راستی این روزها می اندیشم... اگر در پی نگاهم دویدی و برنگشتم ... اگر با غرور پشت کردی و رفتی اما دلت لرزید ... اگر آنجا ایستادی و منتظری که برگردم ... در اشتباهی من مغرورتر از توام... به همین سادگی ...این روزها دلتنگی را قاب می کنم و کنار قاب عکس خالی از عکست می زنم به دیوار..... می ایستم و به دلتنگی هایم و قابهای بی نهایت دیوار اتاقم خیره می شوم اما خم به ابرو نمی آورم و ادامه می دهم...این روزها بدان که باید از من بگذر و بروی...آری از من بگذر از تو گذشتم...این روزها در حال فراموش کردن توام... حتی اگر دلم بگیرد هم برنمی گردم حتی اگر دلم بمیرد هم برنمی گردم ... امید را از من ببر ... این روزها کوله بارم را بستم و در سفرم... خداحافظ عشق من ... من مغرورتر از آنم که می اندیشی... به همین سادگی





+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:48  توسط محمد | 
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت

در این خانه ندانم به چه سودا زدو رفت

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد

تنه ایی بر در این خانه تنها زد و رفت

دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت

قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت

کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد

خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:35  توسط محمد | 
رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات

می خوام یه بار ببینمت سر بذارم رو شونه هات

دوست داشتم با گلای سرخ می اومدم یه دیدنت

نه اینکه با رخت سیاه چشمای سرخ ببینمت

گل وپرپر می کنم سر مزارت

                           تا ابد بارونی چشمای یارت

                                                     رفتی از حضور من تو در دل خاک

                                                                                         از تو یادگاری چشمای نمناک

 

پاییز غریب و بی رحم اون همه گل مگه کم بود

گل من رو چـــرا چیدی گــل مــن دنیای من بود

گلم و ازم گرفتی تک و تنها زیر بارون

حالا که نیستی کنارم میزارم سر به بیابون

هنوزم بارون میباره تو میای انگار بهاره

خودتم بهتر میدونی که غم از صدام میباره

پاییز غریب و بی رحم اون همه گل مگه کم بود

گل من رو چـــرا چیدی گــل مــن دنیای من بود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 20:13  توسط محمد | 
سلام

من این چند وقت نبودم. حالا که اومدم می خوام این شعر و به مینا جون تقدیم کنم!!!

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی قلبم

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا من

به تو گفتم باورم کن کیون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم نفس خدانگهدار

بنویس مهلت بودن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

من که تو بن بست غربت خسته از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز

شب عاشقونه من که حروم شد

مهلت بودن با تو که تموم شد

ندونستم باید از تو می گذشتم

وقتی از غربت چشمات می نوشتم

بنویس مهلت بودن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم!!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 20:40  توسط محمد | 

لا لا لا لا لا گــل پــونـه بـیا کــه بــدون تـــو دل خونه

بیا که بـدون تــو تـن خـستــم لـبریـز از حـس جنونه

لا لا لا لا لا گل لاله زنــدگی بــی تــو واســم محاله

بیا از اون وقتی که رفتی این دل داره همش میناله

گریه شده کار منو غصه شده همدم من

قطره اشک تو چشام شده شریک غم من

خونه بدون تو شده مثل یه زندون سوت و کور

من موندم هق هق واسه خاطره های جورواجور

بیا که با اومدنت تموم میشه دردای من

بیا که وقتی تو باشی قشنگ میشه دنیای من

لا لا لا لا لا گـل پـونـه بیــا کــه بـدون تـــو دل خونه

بیا که بدون تـو تـن خــستم لبـریــز از حـس جنونه

لا لا لا لا لا گل لاله زنــدگی بـی  تــو واسـم محاله

بیا از اون وقتی که رفتی این دل داره همش میناله

بدون که تو هق هق من جز غم دوری حرفی نیست

 بدون دلیل گریه هام جز بی تو بودن چیزی نیست

برای من که عاشقم عشق همیشگی تویی

اون که کنارش دل خوشم فقط تویی تویی تویی

لا لا لا لا لا گــل پــونـه بـیا کــه بــدون تـــو دل خونه

بیا که بـدون تــو تـن خـستــم لـبریـز از حـس جنونه

لا لا لا لا لا گل لاله زنــدگی بــی تــو واســم محاله

بیا از اون وقتی که رفتی این دل داره همش میناله!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 15:47  توسط محمد | 

زندگي يک آرزوي دور نيست؛
زندگي يک جست و جوي کور نيست
زيستن در پيله پروانه چيست؟
زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست
گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛
هرچه ناپيدا صدايت ميزند
جنگل خاموش ميداند تو را؛
با صدايي سبز ميخواند تو را
زير باران آتشي در جان توست؛
قمري تنها پي دستان توست
پيله پروانه از دنيا جداست؛
زندگي يک مقصد بي انتهاست
هيچ جايي انتهاي راه نيست؛
اين تمامش ماجراي زندگیست!!!
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 15:23  توسط محمد | 

عاشقی روح مرا آزرده است

خنده هایم را زپیشم برده است

عاشقی را می شود تحقیر کرد؟

عاشقی را می شود زنجیر کرد؟

عاشقی تقصیر یک پیغام نیست

صحبت از آن دانه واین دام نیست

عاشقی یک اتفاق ساده نیست

صحبت از دل بردن و دلداده نیست

عاشقی یک کلبه ویرانه نیست

صحبت از شمع و گل وپروانه نیست

عاشقی تصویر یک پاییز نیست

یک شب سردو ملال انگیز نیست

عاشقی چیزی برای هدیه نیست

طرح دریا وغروب گریه نیست

عاشقی یک نامه ونقاشی بی جان که نیست

عکس قلبی قطره های خون میان آن که نیست

عاشقی روییدن یک غنچه در باران که نیست

هر چه می گویند این وآن که نیست

عاشقی تنهای تنها یک تب است

بی تو مردن در سکوت یک شب است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 16:23  توسط محمد | 

گر که درد از اين گريه تا عصب برسد

اگر که عشق لبالب شود به لب برسد

که سالها بدوي ، قبل خط ّپاياني

يواش سايه ي يک نفراز عقب برسد

شبانه گريه کني تا دوباره صبح شود

که صبح گريه کني تا دوباره شب برسد!

که هي سه نقطه بچيني اگر... ولي... شايد...

کسي نمي آيد ، نه! کسي نمي آيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 15:51  توسط محمد | 

اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم
اگه بگم که حــاضــرم فــداي اون چـشات بـــشم
اگه بگم تــو آسمــــون عـشق مــن فـقـط تــويي
اگه بگم بـهــونــــه ي هـــــر نفســم تنهــا تــويي
اگه بگم قـلبـمـــو مـن نــذر نگــاهـت مــي کـنــم
اگه بگم زندگيمـو بــــذر بــهــــارت مــي کــنـــم
اگه بگم مــــاه مــنـــي هــــر نــفــس راه مـنـــي
اگه بگم بــــال مــنـــي لـحظــه ي پـــرواز مـنی

ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال

ميشي برام باغبون مـيـوه هـاي تشنـه وکـال

ميشي برام مــاه شـبـــاي بــي سـحــر 

 ميشي برام ســــتــاره ي راه سـفـــر


ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني
بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني
براي سعادتت شبا شعرامو من داد مي زنم
براي خوشبختي تـو خــدا رو فريـاد مي زنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 17:5  توسط محمد | 

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ي ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا وگل و سنگ
همه دلداده به آواز شباهنگ

يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آيينه ي عشق گذران است
تو كه امروزنگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا گه دلت با دگران است
تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن...

با تو گفتم حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي
من نه رميدم نه گسستم

باز گفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو در افتم
همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم

اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم نرميدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم
نگرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نكني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم؟...


 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 16:3  توسط محمد | 

اون که یه وقتی تنها کَســـم بود          تنهــا پنــاه دل بـــی کَســــم بود

تنهام گذاشـت و رفـت از کنـــارم          از درد دوریــش مــن بــــی قرارم

خیال می کردم پیشم می مونه          ترانــه عشــق واســم می خونه

خیــال می کـــردم یـــه همزبونه          نمــی دونـستــم نــــامـهـربــونه

با این کـــه رفتـــه امـــا هنـــوزم          از داغ عشـقـش دارم مـیسوزم

فکرو خیالـش همــش بـاهـامــه          هرجا کـه مــیرم جلـو چشـامــه

جلو چشامه

دلـم می خــواد تـا دووم بیــارم          رو درد دوریــش مـرهــــم بــذارم

امــا نــمـیـشــه راهــی نــدارم          نمـی تـونـم مـن طاقـــت بــیارم

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 18:12  توسط محمد | 
ببخشید این جسارت و که گفته بودیم عاشقیم

 گفته بـودیم واســه شـمـا مـا تنهــا مــرد لایقیم

 ببخشید این جسارت و ماه قشنگ نازنین

 جای شما آسمونه جای ما خاک این زمین

ببخشید این جسارت وکه دل هنوز دربه در

 یــه عمـر کــه گلیممون از پـای ما کـوتاه تر

 ما رو ببخشید که رو باد خونه می ساختیم براتون

ما رو ببخشید که هـنــوز یـادمــونـه خــنده هــاتون

 ما رو ببخشید که هــنوز خــوابا رو جــدی می گیریم

با حرف اون که دوست داریم زنده میشیم و میمیریم

 ما کجا شــما کجا شــما زیــادیــن واســه مــا

ما کم میاریم پیش اون چشم عسل ریز شما

ببخشید این جسارت و که گفته بودیم عاشقیم

 گفته بودیم واسـه شـما مــا تنهــا مـــرد لایـقیم

ببخشید این جسارت و مــاه قـشنگ نازنین

 جای شما آسمونه جای ما خاک این زمین

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 11:28  توسط محمد | 

عشق را می شود از پنجره چشم تو دید

باید از رد نگاه تو به خورشید رسید

بی تو لحن همه ی پنجره ها دیواری ست

کوچه و خش خش پاییز همه تکراری ست

کی از این کوچ غم انگیز حذر خواهی کرد؟

کی از این کوچه متروک گذر خواهی کرد؟

آه سرشارترین فصل غزل خوانی من

کی از این جاده میایی تو به مهمانی من؟

خسته ام دیگر از این فصل غم آلوده و سرد

ای که مفهوم سرآغاز بهاری برگرد

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 15:40  توسط محمد | 

خسته ام از انتظار سر اومد صبر وقرار               منو به حال خودم تو برو تنها بذار

          اگــه این یـــک هوسه دیگه انتظار بسه

          همـــه آرزوی مـن فــرار از ایــن قفـــسه

          دیگه حتی نمی خوام به کنار تو باشم

          میرم بی خیال تو انتظــــار نمی کشـم

انتظار نمی کشم

                    دیـگـــــه نــوبـت تــویــه بمـــونی در انـتـظـــار

                    دو تا پا قــرض می کــنم مــیزارم پـا بـه فـــرار

                    بشین چشم به راه من میرم دنبال خوشی

                    تا تو باشـی کــه دیـگه بی خـیال من نشی

بی خیال من نشی

 

دانلود آهنگ

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:10  توسط محمد | 

آدمک اخر دنياست بخند
آدمک مرگ همين جاست بخند
دست خطي که ترا عاشق کرد
شوخي کاغذي ماست بخند
آدمک خر نشوي گريه کني !
کل دنيا سراب است بخند
آن خدايي که بزرگش خواندي
به خدا مثل تو تنهاست بخند ..... !

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 11:40  توسط محمد | 

((عاشقان عیدتان مبارک باد))

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 10:13  توسط محمد | 
 

غزل رفتن سرودی

                      بی وداعی ودرودی

                                              رفتی واز من گذشتی

                                                                          تو که یار من نبودی

اشک سردم را ندیدی

                       دُر عشق ونخریدی

                                                به دل تاریک شبها

                                                                          نزدی نور امیـــــــدی

سر راهم ننشستی

                     دل به این عاشق نبستی

                                              رفتی وپشت سر خود

                                                                         همه پلها رو شکستی

من می خواستم با تو باشم

                      با تو از خودم رها شم

                                            تو ولی رفتی واز من دل بریدی

                                                                       دل به راهی گنگ ونا غافل سپردی

اشک سردم را ندیدی

                      دُر عشق ونخریدی

                                                به دل تاریک شبها

                                                                       نزدی نور امیـــــــــدی

سر راهم ننشستی

                     دل به این عاشق نبستی

                                              رفتی وپشت سر خود

                                                                         همه پلها رو شکستی

غزل رفتن سرودی

                      بی وداعی و درودی

                                              رفتی واز من گذشتی

                                                                           تو که یار من نبودی!!

 

دانلود آهنگ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 21:2  توسط محمد | 
امروز این آهنگ و گذاشتم واسه یکی که از خداحافظی بدش میومد. ولی بدون خداحافظی گذاشت ورفت. الانم چند روزه ازش بی خبرم. میدونم به وبلاگ سر میزنه واسه همینم اینجا بهش میگم برگرد. من منتظرتم.

التماست میکردم برای آخرین بار

گفتم نرو عزیزم نگو خدانگهدار

فقط گفتی یک کلام فراموشم کن ای یار

برو واسه همیشه برو خدانگهدار

چه جور دلت اومد تو ساده ازم گذشتی

رفتی با یه غریبه رفتی تنهام گذاشتی                                  

آخه بگو بی وفا رسمش نبود که بری                                                  

نگفتی من میمیرم چرا ازم گذشتی

خواستی به پات بیافتم آره به پات افتادم                             دانلود آهنگ

غرورم و شکستی هیچی بهت نگفتم

چه شبهایی که تا صبح واست گریه می کردم

تقاص گریه هامو حالا از کی بگیرم

التماست می کردم برای آخرین بار

گفتم نرو عزیزم نگو خدانگهدار

فقط گفتی یک کلام فراموشم کن ای یار

برو واسه همیشه برو خدانگهدار!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 14:49  توسط محمد | 

سلام

این آهنگ و گذاشتم اینجا واسه هرچی نامرده و هر کی از نامرد ضربه خورده. خدا کنه همه نامردا به سزای کارشون برسن.

دانلود کنید و حال کنید. نظر یادتون نره!!

     قسم خوردم قسم نخوردی              

                              به روت نیاوردم به روم آوردی

رفتی منو دست غم سپردی      

                               وای کــه چــه نــامــردی

دوست داشتم دوسم نداشتی        

                                یه عمری بود سرکارم گذاشتی

از حال و روزم خبر نداشتی     

                                تو قلب من گل حسرت و کاشتی

حالمو گرفتی حالتو می گیره    

                                اون که میگه واسه چشات میمیره

می دونم پشیمون میشی یه روزی

                                امادیگه واسه پشیمونی خیلی دیره

 وای کــه چـــه نـامــــردی!!!

دانلود آهنگ

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 20:19  توسط محمد | 
سلام

این آهنگ از آخرین آلبوم زنده یاد ناصر عبداللهی هستش که خیلی قشنگه. دانلود کنید و گوش کنید .

نظر یادتون نره

دلتنگ دلتنگم بی تو نمی تابم

بیدار بیدارم امشب نمی خوابم

از تو چه پنهون باز خواب تو رو دیدم

از ترس بیداری با گریه خندیدم

از تو چه پنهون باز پروانه دلگیره

امروز راهی شو فردا دیگه دیره

بارون نمی باره تو این کویر درد

بانوی شبنم پوش به خونمون برگرد

به خونمون برگرد بانوی بیداری

تو که دل خورشید رو دامنت داری

خورشید و می بردن تو گریه می کردی

تعبیر خوابم شد اینکه تو برگردی

خورشید و می بردن تو گریه می کردی

تعبیر خــوابم شــد اینکــه تـو برگردی!!!

دانلود آهنگ 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 19:56  توسط محمد | 
دیدی این همه زدیم وخوندیم آخرش چی شد

دیدی این همه دل سوزوندیم آخرش چی شد

غریب دستشو گـــرفت ویه روز از پیش ما رفت

حتی ندید اینــــو دل خستـــم که اون کجارفت

دیدی این همه نالــــه و گــریه آخرش چی شد

دیدی این همه شادی و وعده آخرش چی شد

غریب دستشو گــرفت ویه روز از پیش مـا رفت

هــرم نـگــــاه نــــازش آره از تـــو نگـــــــام رفت

حـــالا چرا اومــــدی کــه باز داغــونـــم کنی

میگـــی میـری ومی خـوای باز دیوونم کنی

حالا چه بخوای چه نخوای شدی یه خاطره

این فاصله واسه تموم لحظــه هام یه قاتله

حالا منـــم ویــــه دنیــا و یـــــه قصـــــه

عـاشقی دیگـــه واسـه همیشــه بسه

دیگه نمی خوامت می خوام اینو بدونی

تا ابد محکــومی تو تا تنهـــا بمـــــــونی

حالا چــــرا اومــدی کـــه باز داغــونم کنی

میگی میری ومی خــوای بـاز دیوونم کنی

برو بی خـــیال رســـم عــــاشقــی همینه

عاشق تنها میشه مرگ عشقشو میبینه

برو برو دلمــــو شــکـــستی تو برو

نگـــو نگـــو دوســـم داری دیگه برو

برو برو دیگه نمی خوامت دیگه برو

نگـــو نگـــو دوســم داری دیگه برو

میمونم تنها نمی خوام تو رو

دوســـت دارم ولــــــی برو

 

آخرش چی شد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 20:44  توسط محمد | 

الــهی که شفا پیــــدا کنی تـــو

واســـــه دردات دوا پیــدا کنی تو

                                            تو این دنیا که بی وفایی رسمـه

                                            رفیــــــــق باوفــــــا پیـــدا کنی تو 

                                                                                         عـــمراً تمـــوم دنیــــارو بگـــردی

                                                                                         مثل من عــاشقی پیــدا کنی تو

نــــرو افســـانه من نـاتمــومـــه

بــدون اگــه بری کـارم تمومــــه

                                           بهت گفتم بیـا دنیای من باش

                                           کنــارت حتـــی مردن آرزومــــه

                                                                                        شنیدم تو دلــت انگــاری گفـــتی

                                                                                        که عـاشقی کجاست وفا کدومه؟

می خوام به سردی شبام بخندم

می خــوام به پوچـی فردام بخندم

                                           وقتـی می بینمـــت با دیگــرونی

                                           تـــو اوج گریـــه هــام بهـت بخندم

                                                                                       می خوام داد بزنـــم تنهــای تنهــام

                                                                                       می خوام وقتی میگم تنهام بخندم

منم تو شهر غــم زندونی تــو

غـــــم وغـــصـه دل ارزونی تــو

                                         نگـو دوسـت دارم به یک غریبه

                                         میشه اون مثـل من زندونی تو

                                                                                      رسید اون شبی که تو می خواستی

                                                                                      چــــه بـــده آخــــر مهمــــونــی تــــــو

 چه بده آخر مهمونی تو

مهدی مقدم _-_-_-_-_- شفا

 

 لینک 2دانلود شفا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 19:19  توسط محمد | 
این آهنگ و واسه مینا خانم گذاشتم که همیشه میگه بی خیالش.

این آهنگ و محمد زارع (کیارش قمیشی) خونده. من که خیلی خوشم اومد.

 هی نشین غصــه نخــور رفته که رفته

اگه دوست داشت نمی رفت اون که رفته

هی نشین چشم به راه رفته که رفته

اگـه عـاشــق بــود نمی رفت اون که رفته

بی خیالش مگــه چندسال تو جوونی

بی خیالش مگــه چـندسال تو می مونی

بی خیالش اینــا رسـمــــه روزگــــاره

هــــمشون کــار خــداست حــکمتی داره 

بی خیالش

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 20:50  توسط محمد | 

 

 

نتیجه اخلاقی: هیج موقع زود قضاوت نکن!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 20:19  توسط محمد | 
شاید این آهنگایی که واستون می زارم یه کم قدیمی باشه. ولی چون به نظرم قشنگ میاد میزارم تا شما هم دانلود کنیدو حالشو ببرید.

اینم یه آهنگ از قیامت که خیلی قشنگ تلفیق شده از ۲ سبک پاپ ورپ.

ته نشین شده عشقی که ما داشتیم              شمع وپروانه که سوختن ما کشتیم

قیامت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 19:50  توسط محمد | 
اگه می خواین بدونین هنرپیشه های هالیوود ۳۰ سال دیگه چه شکلی دارن روی ادامه مطلب کلیک کنید !!!!

نظر یادتون نره . مرســــــــــــــــــــــی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 20:23  توسط محمد | 
هواپيمايي درحال سقوط بود و يک چتر نجات کم بود، بنابر اين يک نفر بايد فداکاري مي کرد.
زين الدين زيدان يک چتر بر داشت و گفت : من بهترين فوتباليست جهان هستم و بايد نجات پيدا کنم اين را گفت و پريد .
برد پيت هم يک چتر ديگر بر داشت و گفت: من محبوب ترين هنرپيشه جهان هستم و بايد نجات پيدا کنم. اين را گفت و پريد.
جورج بوش هم يک چتر بر داشت و گفت: من باهوش ترين رئيس جمهور دنيا هستم و بايد نجات پيدا کنم. اين را گفت و پريد .
فقط دو نفر در هواپيما مانده بودند. يک پسر بچه نه ساله و پاپ ژان پل دوم…
پاپ گفت: فرزندم ! من عمر خودم را کرده ام و آينده پيش روي تو است. بيا اين چتر را بردار و خودت را نجات بده …
پسر بچه گفت: احتياجي نيست. اون آقاهه که مي گفت باهوش ترين رئيس جمهور دنياست، با کوله پشتي مدرسه من پريد بيرون …
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 19:45  توسط محمد | 
این همون آهنگ آخر گروه هفتمین (7th bond) هست که واستون گذاشتم.

نظر یادتون نره. مرسی

گروه هفتمین ----- واست میمیرم

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 17:45  توسط محمد | 
جورج بوش در بازديد از يک مدرسه ابتدايي، وارد يک کلاس مي شود و به بچه ها مي گويد که مي توانند هر سووالي دارند از او بپرسند يک پسر بچه دستش را بلند مي کند.
جورج بوش مي پرسد: اسمت چيه، کوچولو ؟
اسمم بيلي است و سه تا سووال دارم
سووال هايت را بپرس عزيزم .
اول، چرا سلاح کشتار جمعي در عراق پيدا نشد؟
دوم، چرا با وجود اينکه راي ال گوربيشتر بود، شما رئيس جمهور شديد؟
سوم، چرا بن لادن پيدا نشد؟
همان لحظه زنگ تفريح مي خورد و جورج بوش مي گويد که بعد از زنگ تفريح به سووال و جواب ادامه مي دهد. بعد از زنگ تفريح يک پسر بچه ديگر دستش را بلند مي کند .
جورج بوش از او مي پرسد: اسمت چيه، کوچولو؟
اسمم جاني است و پنج تا سووال دارم .
اول، چرا سلاح کشتار جمعي در عراق پيدا نشد؟
دوم، چرا با وجود اينکه راي ال گوربيشتر بود، شما رئيس جمهور شديد؟
سوم، چرا بن لادن پيدا نشد؟
چهارم، چرا زنگ تفريح بيست دقيقه زودتر خورد؟
پنجم، بيلي کجاست؟
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 17:35  توسط محمد | 
سلام

یک آهنگ قشنگ از بهنام صفوی واستون گذاشتم به اسم خسته شدم. دانلود کنید ولذت ببرید. نظر یادتون نره.

خسته شدم _ بهنام صفوی

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 20:4  توسط محمد | 
یک آهنگ قشنگ واستون گذاشتم از فلاکت به اسم عشق من .

دانلود کنید ونظر بدین

دانلود عشق من

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 20:19  توسط محمد | 
این آهنگ رپ خیلی قشنگه. دانلود نکنی از دستت رفته!! باور کن

آهنگ آرزو

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 20:22  توسط محمد | 
پدر: دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج کني
پسر: نه! من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر «بيل گيتس» است
پسر: آهان اگر اينطوریه، قبول است

پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد:
پدر: براي دخترت شوهري سراغ دارم
بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است که ازدواج کند

پدر: اما اين مرد جوان، قائم مقام «مديرعامل بانک جهاني» است
بيل گيتس: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است

بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي رود
پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم
مديرعامل: اما من به اندازه کافي معاون دارم!

پدر: اما اين مرد جوان داماد «بيل گيتس» است!
مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد

و معامله به اين ترتيب انجام مي شود

نتيجه اخلاقي: حتي اگر چيزي نداشته باشيد باز هم مي توانيد چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي را برگزينيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 20:1  توسط محمد | 
جدیدترین آهنگ سام رو واستون گذاشتم. دانلود کنید و حالشو ببرید.

 

غریبه - Sam

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 19:17  توسط محمد | 
پیشنهاد می کنم حتما این آهنگ و دانلود کنید. خیلی قشنگه

Gurzan

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 20:8  توسط محمد | 
برای دیدن عکس به ادامه مطلب برید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 19:41  توسط محمد | 
برای دیدین عکس به ادامه مطلب برید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 19:20  توسط محمد | 
برای دیدن عکسها به ادامه مطلب برید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 19:55  توسط محمد | 
برای دیدن عکس به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 19:20  توسط محمد | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 16:11  توسط محمد | 

 

طبق آخرین رتبه بندی کشورهای جهان در سال 2007 میلادی که بر اساس صحنه رقابتی صنعت فناوری اطلاعات صورت گرفته است، کشور ایران با کسب رتبه شصت و چهارم در واقع در پایین ترین جایگاه دنیا قرار گرفته است.


در این رتبه بندی کشور ایالات متحده آمریکا جایگاه نخست را کسب کرده است و پس از آن کشورهای ژاپن، کره جنوبی و انگلستان به ترتیب مقام ها دوم تا چهارم را به خود اختصاص داده اند. بیش از شصت کشور جهان توسط واحد کاوش اکونومیست در این مسابقه رتبه بندی، مقایسه شده اند.

به گفته مقامات رسمی موئسسه اکونومیست، شیوه کسب امتیاز در این فهرست بر مبنای ساختارهای زیر بنایی آی تی کشورها، محیط تجارت الکترونیک، گنجایش نیروی انسانی، چهارچوب قانونی، سیاست گذاری های حامی از بخش خصوصی و پشتیبانی از تلاش در حوزه های تحقیق و توسعه فناوری اطلاعات بوده است.

کشور ایران در بخش رتبه بندی منطقه ای خاورمیانه و آفریقا با کسب امتیاز 15.7 نه تنها در این بخش بلکه در کل لیست رتبه آخر را دریافت کرده است. بطوریکه کشورهایی مانند الجزایر و نیجریه به ترتیب با کسب 20 و 18 امتیاز بالاتر از ایران فهرست شده اند.


مهندس "دنیس مکولی" مدیر EIU و پژوهشگر فناوری جهان در خصوص این رتبه بندی می گوید: "کشور های مورد مقایسه در این فهرست، دارای ارتباط محکمی در میان یکدیگر می باشند و توانایی حضورشان در این مقایسه و نتایج بدست آمده نشان از نیروی بخش آی تی (فناوری اطلاعات) آن کشور است."

گفتنی است که به عقیده سایت اطلاع رسانی C|Net کشور انگلستان با ارتقای جایگاه خود به مقام چهارم جهان پیشرفت چشمگیری در حوزه فناوری اطلاعات داشته است و در واقع سریعترین کشور در حال توسعه بخش فناوری اطلاعات محاسبه شده است.

در ادامه گزارش EUI گفته شده است که با این حال، یک شکاف تهی میان کشورهای دارای حکومت های قابل انعطاف از نظر اقتصادی و دیگر کشورها وجود دارد به مانند وجه اقتصاد امریکا و کشور بریتانیا یا دیگر بازارهای مشابه نزدیک به یکدیگر.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 14:9  توسط محمد | 
برای دیدن عکسها به ادامه مطلب برید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 15:54  توسط محمد | 
اگر عمر دوباره داشتم
دان هرالد (Don Herold) كاريكاتوريست و طنزنويس آمريكايى در سال 1889 در اينديانا متولد شد و در سال 1966 از جهان رفت. دان هرالد داراى تاليفات زيادى است اما قطعه كوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم...» او را در جهان معروف كرد. بخوانيد:


"البته آب ريخته را نتوان به كوزه باز گرداند، اما قانونى هم تدوين نشده كه فكرش را منع كرده باشد.

اگر عمر دوباره داشتم مى كوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم. همه چيز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندك از رويدادهاى جهان را جدى مى گرفتم. اهميت كمترى به بهداشت مى دادم. به مسافرت بيشتر مى رفتم. از كوههاى بيشترى بالا مى رفتم و در رودخانه هاى بيشترى شنا مى كردم. بستنى بيشتر مى خوردم و اسفناج كمتر. مشكلات واقعى بيشترى مى داشتم و مشكلات واهى كمترى. آخر، ببينيد، من از آن آدمهايى بوده ام كه بسيار مُحتاطانه و خيلى عاقلانه زندگى كرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته منهم لحظاتِ سرخوشى داشته ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظاتِ خوشى بيشتر مى داشتم. من هرگز جايى بدون يك دَماسنج، يك شيشه داروى قرقره، يك پالتوى بارانى و يك چتر نجات نمى روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبك تر سفر مى كردم.

اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى رفتم و وقتِ خزان ديرتر به اين لذت خاتمه مى دادم. از مدرسه بيشتر جيم مى شدم. گلوله هاى كاغذى بيشترى به معلم هايم پرتاب مى كردم. ديرتر به رختخواب مى رفتم و مى خوابيدم. بيشتر عاشق مى شدم. به ماهيگيرى بيشتر مى رفتم. پايكوبى و دست افشانى بيشتر مى كردم. سوار چرخ و فلك بيشتر مى شدم. به سيرك بيشتر مى رفتم.

در روزگارى كه تقريباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى كنند، من بر پا مى شدم و به ستايش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مى پرداختم. زيرا من با ويل دورانت موافقم كه مى گويد: "شادى از خرد عاقل تر است".

اگر عمر دوباره داشتم، گْلِ مينا از چمنزارها بيشتر مى چيدم *"
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 13:8  توسط محمد | 
من ندانستم از اول که تو بی مهرو وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی ونیایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی؟؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 12:59  توسط محمد | 
سلام به همگی .
من از امروز دو شنبه با شما هستم. می خوام واستون اطلاعات روز و عکسهای قشنگ بذارم. خوشحال می شم نظراتتو نو ببینم. فعلا بای
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 13:52  توسط محمد | 
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 13:39  توسط محمد |