![]() |
![]() |
|
|
گر که درد از اين گريه تا عصب برسد اگر که عشق لبالب شود به لب برسد که سالها بدوي ، قبل خط ّپاياني يواش سايه ي يک نفراز عقب برسد شبانه گريه کني تا دوباره صبح شود که صبح گريه کني تا دوباره شب برسد! که هي سه نقطه بچيني اگر... ولي... شايد... کسي نمي آيد ، نه! کسي نمي آيد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 15:51 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر که در سینه دلی داشــــــت به دلداری داد
بیچــاره دل مــاست که تنــهــاست هـــنوز |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 اردیبهشت 1388 اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| نویسندگان |
|
محمد مینا هستی |
| پیوندها |
|
سازمان مدیریت صنعتی دانشگاه فردوسی مشهد دانشگاه تهران اخبار IT کلبه عشق و احساس ماهی قرمز کوچولو من مرجان شوهر مي خواهم ليلي و مجنون عكسهاي خارجي عربي ايراني مکزیکی كم رو 1001شب داغ عشق |
|
RSS
|