![]() |
![]() |
|
|
سلام
من این چند وقت نبودم. حالا که اومدم می خوام این شعر و به مینا جون تقدیم کنم!!! از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی قلبم گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا من به تو گفتم باورم کن کیون این همه دیوار تو با خنده ای نوشتی هم نفس خدانگهدار بنویس مهلت بودن یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم من که تو بن بست غربت خسته از آوار پاییز فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز شب عاشقونه من که حروم شد مهلت بودن با تو که تموم شد ندونستم باید از تو می گذشتم وقتی از غربت چشمات می نوشتم بنویس مهلت بودن یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 20:40 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر که در سینه دلی داشــــــت به دلداری داد
بیچــاره دل مــاست که تنــهــاست هـــنوز |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 اردیبهشت 1388 اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| نویسندگان |
|
محمد مینا هستی |
| پیوندها |
|
سازمان مدیریت صنعتی دانشگاه فردوسی مشهد دانشگاه تهران اخبار IT کلبه عشق و احساس ماهی قرمز کوچولو من مرجان شوهر مي خواهم ليلي و مجنون عكسهاي خارجي عربي ايراني مکزیکی كم رو 1001شب داغ عشق |
|
RSS
|