تبليغاتX
EZRAIELL - ..... جدایی ......
سلام

من این چند وقت نبودم. حالا که اومدم می خوام این شعر و به مینا جون تقدیم کنم!!!

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی قلبم

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا من

به تو گفتم باورم کن کیون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم نفس خدانگهدار

بنویس مهلت بودن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

من که تو بن بست غربت خسته از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز

شب عاشقونه من که حروم شد

مهلت بودن با تو که تموم شد

ندونستم باید از تو می گذشتم

وقتی از غربت چشمات می نوشتم

بنویس مهلت بودن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم!!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 20:40  توسط محمد |