![]() |
![]() |
|
|
رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات
می خوام یه بار ببینمت سر بذارم رو شونه هات دوست داشتم با گلای سرخ می اومدم یه دیدنت نه اینکه با رخت سیاه چشمای سرخ ببینمت گل وپرپر می کنم سر مزارت تا ابد بارونی چشمای یارت رفتی از حضور من تو در دل خاک از تو یادگاری چشمای نمناک
پاییز غریب و بی رحم اون همه گل مگه کم بود گل من رو چـــرا چیدی گــل مــن دنیای من بود گلم و ازم گرفتی تک و تنها زیر بارون حالا که نیستی کنارم میزارم سر به بیابون هنوزم بارون میباره تو میای انگار بهاره خودتم بهتر میدونی که غم از صدام میباره پاییز غریب و بی رحم اون همه گل مگه کم بود گل من رو چـــرا چیدی گــل مــن دنیای من بود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 20:13 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر که در سینه دلی داشــــــت به دلداری داد
بیچــاره دل مــاست که تنــهــاست هـــنوز |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 اردیبهشت 1388 اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| نویسندگان |
|
محمد مینا هستی |
| پیوندها |
|
سازمان مدیریت صنعتی دانشگاه فردوسی مشهد دانشگاه تهران اخبار IT کلبه عشق و احساس ماهی قرمز کوچولو من مرجان شوهر مي خواهم ليلي و مجنون عكسهاي خارجي عربي ايراني مکزیکی كم رو 1001شب داغ عشق |
|
RSS
|